بسم الله الرحمن الرحیم...


5. حکمرانان منطقه فارس در سده هشتم و معاصر با حافظ

برای اینکه دامنه سخن به درازا نکشد، ناگزیریم محیطی را که حافظ از سی سالگی به بعد با آن روبه رو بوده با بهره گرفتن از کتب تاریخی و متون مستند به تصویر کشیم و چون این شاعر آسمانی در شیراز می زیسته لذا از خلق و خوی و زمامداری حکمرانانی باید سخن راند که در منطقه فارس حکومت داشته اند و حافظ با دیدی کنجکاوانه، رفتار شخصی و حکومتی آنان را- که در جامعه او تاثیر گذار بوده اند- زیر نظر داشته و به تناسب رفتارشان، در غزلیات خود به تکریم و یا نکوهش آنان پرداخته است.

این شاهان کوچک و امرای منطقه ای که با حافظ همعصر بوده اند، عبارتند از:

 1. شاه ابواسحق اینجو (متولّد 721) که از حافظ فقط پنج سال بزرگتر بده است، با صورتی نیکو و سیرتی زیبا و فروتنی ذاتی و ادب دوستی خود نظر بسیازی از شعرای زمانه خود از جمله حافظ را به خود معطوف داشته تا جایی که او را در خور مدح و ستایش دانسته اند، و تنها عیبی که از او در تاریخ گزارش شده، مراتب عشرت طلبی و خوش گذرانی اوست که علی رغم کرامت طبع، بخشندگی، آزادگی و مردم داری و دست و دل بازی هایی که داشته، از عیش و عشرت به سبب جوانی روی گردان نبوده است.

مکارم اخلاقی او به حدّی برجسته و مورد تصدیق همگان بوده است که معین الدیّن یزدی در تاریخ مواهب الهی نتوانسته است آنها را نادیده بگیرد، چرا که او از درباریان دستگاه حکومتی امیر مبارزالدّین محمّد (متولّد 700 ه.ق) است که طومار حیات و حکومت شاه ابواسحق را در هم پیچید.

[... به حسب مکارم اخلاق بر همگان، رتبت تقدّم داشت بلکه از اکثر ملوک به وفور مکرمت و احساس، ممتاز بود.]

حافظ، این شاعر آسمانی، سی سال از عمر خود را در زمان حکومت ایلخانان مغول سپری کرده و در زمان برپیده شدن بساط حکومتی آنان در ایران (=756 ه.ق) سی ساله بوده است و به هنگام آغاز حکمرانی شاه ابواسحق اینجو (متولّد 721 ه.ق) هجده سال داشته و به هنگام کشته شدن او (=758 ه.ق) سی و دو سال از عمر خود را سپری کرده بوده است.

به عبارت دیگر دوازده سال از ایام حکمرانی شاه ابواسحق یعنی از سال 744 تا سال 756 – که سال زوال حکومت ایلخانان مغول در ایران است- با حکومت زودگذر جانشینان بی کفایت ابوسعید بهادرخان- آخرین ایلخان مقتدر مغول- همزمان بوده و دو سال پس از برچیده شدن بساط سلطنت ایلخانی نیز از (756 تا 758) به حکومت خود بر منطقه فارس و اصفهان ادامه داده و حافظ به مدّت چهارده سال یعنی از سال 744 تا سال 758 با این پادشاه بلند همّت و ادب دوست و شاعر و شعر شناس همزمان بوده است و مورد عنایت و ارادت شاه ابواسحق اینجو قرار داشته و آرام ترین و امن ترین ایام زندگی این شاعر آسمانی ( از سال 744 تا 758 به مدّت چهارده سال) در زمانه حکومت این پادشاه ادب پرور سپری شده است، هر چند به شرحی که گذشت سال تولّد او (=726 ه.ق) با دهمین سال ابوسعید بهادرخان همزمان بوده و به مدّت سی سال ( از سال 726 تا 756) در جریان مستقیم و یا غیر مستقیم خونریزی ها، غارت ها، عشرت طلبی ها و جاه پرستی های گروهی از ایلخانان و حکمرانان بیرحم مغول در جای جای ایران، قرار داشته،

و آزردگی خاطر او را سبب شده است.

احترام و فروتنی شاه ابواسحق در مورد حافظ، خواجوی کرمانی، عبید زاکانی، احمد زرکوب، (- مولّف شیرازنامه)، شیخ امین الدّین کازرونی، محمدّ بن محمود آملی و دیگر علما و شعرای بلند آوازه زمانه خود، مورد تایید و تحسین مورّخان اسلامی در سده هشتم هجری است ولی متاسفانه به خاطر میلی که به عیّاشی داشته، از تدبیر امور غافل می مانده و هر از گاه در حقّ محرومان ستم می کرده و سرانجام به سال 758 ه.ق و در سنّ 37 سالگی به دست عمّال خون آشام امیر مبارزالدّین محمّد – دشمن دیرینه خود- از پای در می آید. حافظ از ایّام کوتاه سلطنت شاه ابواسحق اینجو (744- 758) به حسرت یاد می کند:

راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی

خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بود 

 

هوالغفور...

منبع اصلی: سیری در تاریخ زندگی حافظ شیرازی

       بکوشش استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه)

      از مجموعه کتابهای "چهره های ماندگار شعر فارسی"