اوصاف مدينه فاضله/د: رشد حقوقي
قوانين اسلامي و مسئولان نظام ديني، عهدهدار تبيين، تدوين و اجراي رشد حقوقي داخلي و بينالمللي ميباشند؛ زيرا جامعه انساني هر چند در شئون گوناگون اقتصاد مترقي باشد و هر چند در امور متنوّع صنعت كارآمد باشد، مادامي كه از قوانين حقوقي كامل و متقابل آگاه نبوده و به آن معتقد نشده، در عمل به آنها متعهد نباشد، هرگز كامياب نخواهد شد چون همان سلاحهاي اقتصادي و صنعتي بدون صلاح حقوقي و اخلاقي، زمينه تباهي را فراهم ميكند و جريان جنگ جهاني اول و دوم و تهاجمهاي موضعي بعد از آنها كه باعث شد همواره زورمداران در موضع تخريب قرار گرفته و محرومان در موضع انزوا و قتل و غارت واقع شوند، گواه بر آن است.
نموداري از اصول حقوقي حكومت اسلامي
حكومت اسلامي، اصولي را در اين زمينه ارائه مينمايد كه نموداري از آن نقل ميشود:
1 . نفي هر گونه سلطهگري يا سلطهپذيري ...؛ (... لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ)[1].
2 . رعايت عهود و مواثيق بينالملل؛ (وَأَوْفُوا بِالعَهْدِ إِنَّ العَهْدَ كَانَ مَسْئولاً)[2]،
لزوم عمل به عهد، اختصاصي به عهد خدا ندارد؛ بلكه مقتضاي اطلاق آيه مزبور و ساير ادله، دليل لزوم تعهد به آن است؛ حتي در عهد با خلق خدا. قرآن، مؤمنان والا مقام را كه به مرحله ابرار نايل آمدند، چنين معرفي ميكند: (... وَالمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ...)[3] و مشركان و كافران را چنين نكوهش مينمايد: (الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّه)[4].
برخوردار بودن جامعه متعهّد از امنيت و آزادي
اهتمام حكومت اسلامي براي برقراري نظام تعهّد و قانون، عمل به پيمان و احترام به ميثاق، براي آن است كه جامعه متعهّد از امنيت و آزادي كه از لوازم تمدن و اصول مدينه فاضله به شمار ميآيد، برخوردار خواهد بود. اگر از جامعهاي رعايت ميثاق رخت بربندد، امنيت، آزادي و ساير شئون مدنيت آن نيز از بين خواهد رفت و قرآن كريم تبيين رسايي در اين باره دارد كه با تحليل آفرينش انسان و تساوي همه آنها در اصول كلي خلقت و عدم تأثير زمان، زبان، نژاد، رنگ، رسوم و آداب و عادات محلي و بومي و ...؛ (يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَي وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ...)[5]، اجازه هيچگونه اعتلا و برتري طلبي را به هيچ فرد يا گروهي نميدهد و استكبار را عامل مهم برهم زدن تعادل اجتماعي ميداند و نبرد با آن را از اين جهت لازم ميداند كه خوي استكبار، همانا خوي پيمانشكني و نقض ميثاق است؛ لذا چنين ميفرمايد: (وَإِن نَكَثُوا أَيْمَانَهُم مِن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّه الكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَأَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ)[6].
پيمان شكني، مهمترين دليل نبرد با مشركان
مهمترين دليل نبرد با مستكبران همان پيمان شكني آنهاست؛ چون خداوند دليل مبارزه با آنان را «لا إِيمان لهم» (به كسر) قرار نداد؛ بلكه (لاَأَيْمَانَ لَهُمْ) (به فتح) قرار داد؛ زيرا با كافر بياِيمان ميتوان زندگي مسالمتآميز نمود، ولي با مستكبر بيأَيمان هرگز ممكن نيست؛ چون زندگي بدون تعهدِ متقابل، ميسور نيست و وقتي طرف مقابل به عهد و سوگند و ميثاق خود احترام نمينهد و هر لحظه كه زورمند شد آن را نقض ميكند، هرگز نميتوان با او زندگي مشترك داشت.
آنچه در جاهليت جديد همانند جاهليت كهن دامنگير جامعه بشري است.
تأثير امانتداري در امنيت و آزادي
3 . رعايت امانت و پرهيز از خيانت در اموال و حقوق؛ (إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الأَمَانَاتِ إِلَي أَهْلِهَا ...)[7]؛
دستور خداوند همانا لزوم رعايت امانت و تأديه آن به صاحبش ميباشد و بيان قرآن در ستايش مردم باايمان اين است: (وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ)[8] و بسياري از انبيا به وصف امين بودن به جهانيان معرفي شدهاند و آيات سوره «شعراء» شاهد بر آن است.
تأثير احترام متقابل به امانتهاي يكديگر در برقراري امنيت و آزادي و تأسيس مدينه فاضله كاملاً مشهود است. قرآن مجيد با تحليل ساختار انساني،ثابت نمود كه هيچ فرد يا گروهي حق ندارد در امانت خيانت نمايد و نژادپرستي صهيونيستها و مانند آنان را كه خود را برتر پنداشته، لزوم رعايت امانت ديگران را بر خويش لازم نميدانند، محكوم كرده، چنين ميفرمايد: (... وَمِنْهُم مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمَاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ ...)[8]؛ يعني برخي از يهوديان اگر ديناري به آنها به عنوان امانت بسپاري پس نميدهند، مگر آنكه با زور و مراقبت از آنها بستاني و سرّ اقدام آنها به خيانت در امانت، آن است كه خود را نسبت به غير اهل تورات برتر ميپندارند و ميگويند بر ما حَرَج و قدح و ذمّي نيست، اگر امانت آنها را برنگردانيم. البته وقتي در امانت خيانت ميكنند، از غارت ابتدايي پرهيز نخواهند كرد و هنگامي كه به خيانت در يك دينار تن درميدهند، خيانت در ثروت كلان و منابع ملي را قطعاً مباح ميشمارند.
ادامه دارد...
....................................................................................................
[1] . سوره بقره، آيه 279.
[2] . سوره اسراء، آيه 34.
[3] . سوره بقره، آيه 177.
[4] . سوره انفال، آيه 56.
[5] . سوره حجرات، آيه 13.
[6] . سوره توبه، آيه 12.
[7] . سوره نساء، آيه 58.
[8] . سوره مؤمنون، آيه 8.
[9] . سوره آلعمران، آيه 75.
منبع: [اسلام و محيط زيست - صفحه 57-59]