2. دم مسيحايي «ذكر»

اصل بر این است که سالک از هر گناهی دوری کند و مراقب باشد که آلوده ی به گناه نشود.

اما اگر سالک گرفتار غفلت شد و به دام گناه افتاد چه کند؟

آیا دیگر کار تمام شده و این سالک زمین خورده باید دست از سلوک بردارد؟

آیا به به درد این راه نمی خورد؟

یا اینکه هنوز هم نقطه ی امیدی وجود دارد و باید به دنبال راهکاری برای جبران خسارت بود؟؟؟

در دستورهاي ديني آمده است كه اگر گناهي مرتكب شديد فوراً حسنه‌اي انجام دهيد تا آن گناه را جبران كند؛ زيرا اگر گناه، متراكم شود، چرك و رَيْني در جان انسان ايجاد و او را نابينا و ناشنوا مي‌كند.

 براي اين كار، ذكر دايمي خدا را توصيه كرده‌اند.

 برخي دستورهاي ديني وقت مشخّصي دارد؛ مانند نماز: 

(إنَّ الصّلاة كانَت عَلَي المؤمنين كتاباً موقوتاً)[1]؛ 

امّا ذكر خدا «موقوت» نيست و وقت مشخّصي ندارد؛ زيرا در قرآن آمده است: 

(يا أيُّهَا الّذين آمنُوا اذكُروا الله ذكراً كثيراً)[2]؛

 دائماً به ياد حق باشيد. اين دوام ياد حقّ نمي‌گذارد انسان غفلت پيدا كند.

 امام باقر (سلام الله عليه) مي‌فرمايد: اگر كسي اين تسبيحات چهارگانه را بگويد، خداوند، چهار پرنده از اين اذكار مي‌آفريند كه آنها تا قيامت خدا را تسبيح و تقديس و تهليل مي‌كنند: 

«من قال سبحان الله والحمد لله ولا إله إلاّ الله والله أكبر، خلق الله منها أربعة أطيار تسبّحه وتقدّسه وتهلّله إلي يوم القيامة»[3]. 

اين نشانه تجسّم اعمال است. پرندگاني را كه خدا با اين اذكار چهارگانه مي‌آفريند، در آسمان و زمين نيستند، بلكه در فضاي جان ذاكر و مسبّح پديد مي‌آيند و پرواز مي‌كنند. آنگاه مؤمن سالك، طيران را در درون خود مي‌بيند و به جاي اين كه «طي الاءرض» ظاهري داشته باشد، «طي الاءرض والسَّماء» باطني دارد؛ يعني، در عين حال كه در يك جا نشسته است، «جهاني است بنشسته در گوشه‌اي».

 اگر چنين شود، انسان مي‌تواند چون ديگران، فيض الهي را بگيرد:

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد          ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مي‌كرد

«مرغ باغ ملكوت» را كسي كه بالاتر از ملكوت مي‌انديشد مي‌آفريند. 

اگر انسان به جايي برسد كه با ذكر او پرنده ملكوتي خلق بشود، او مظهر خالق خواهد شد و اين خالقيّت، چون صفت فعل خداست، امتناع عقلي و منع نقلي ندارد كه در عيساي مسيح و عبد صالح ديگري تجلّي كند.

از امام صادق (عليه السّلام) نقل شده است كه: يحياي شهيد (سلام الله عليه) وقتي مي‌گفت: «يا ربِّ يا الله»، خداوند مي‌فرمود: «لبّيك يا عبدي سَلْ حاجتك»[4]. 

از اين جهت خدا در قرآن مي‌فرمايد: (وحَناناً مِّن لدنّا)[5]؛ لطف ما به سوي او تنزّل پيدا مي‌كرد و او هم «تحنُّن» و مهرباني داشت.

 همين كار يحياي شهيد را به ما آموخته و گفته‌اند: شما هم بگوييد: «يا الله» و لبّيك بشنويد.

از امام صادق (عليه السّلام) رسيده است كه اگر پس از گفتن تسبيح حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌عليها) يك بار «لااله‌الّا‌الله» بگوييد، گناهان شما بخشوده

مي‌شود: «من سبّح الله في دبر الفريضة قبل أن يثني رجليه تسبيح فاطمة المأة وأتبعها بلا إله إلاّ الله مرّة واحدة، غفر له»[6].

همچنين نقل شده است: اگر نيازي داشتيد، ده‌بار «يا الله» بگوييد و آنگاه حاجت خود را بخواهيد كه برآورده مي‌شود: «قل عشر مرات: يا الله يا الله يا الله، فإنّه لم يقلها أحد من المؤمنين قطّ إلاّ قال لَه الربّ تبارك وتعالي: لبّيك عبدي سل حاجتك»[7].

 به اين ترتيب، ائمه (عليهم السّلام) راه حضرت مسيح (عليه‌السلام) و يحياي شهيد (عليه السلام) را به ما آموخته‌اند، تا با پيمودن آن، از امدادهاي ويژه روح‌القدس بهره‌مند گرديم.

رواياتي كه مي‌گويد: از هر قطره آب وضويي كه براي عبادت گرفته شود فرشته‌اي خلق مي‌شود، راه مسيح را به ما نشان مي‌دهد. 

البته اگر كسي در نماز غافل باشد و نماز او غافلانه انجام گيرد، وضويش نيز غافلانه انجام مي‌گيرد و بنابراين، از اين وضو و آن نماز، كاري ساخته نيست و در حقيقت، نماز او مصداقِ (فَوَيْلٌ للمصَلّين  الّذين هم عن صَلاتِهِم ساهون)[8] خواهد بود و بر همين اساس درباره وضوي او بايد گفت: «فويلٌ للمتطهرين، ألّذين هم عَن طهارتهم ساهون». 

بنابراين، از قطرات آب چنين وضويي، فرشته خلق نمي‌شود.

كسي كه مي‌گويد: چگونه ممكن است بنده‌اي «خالق» باشد؟ او هنوز با عَقلِ متعارف نجنگيده و به روايات اهل بيت (عليهم السلام)، ايمان نياورده است؛ زيرا از مجموع روايات، كه مشتمل بر خبر صحيح و معتبر نيز هست، به خوبي برمي‌آيد كه با عبادتِ انسان سالك، فرشته ملكوتي خلق مي‌شود؛ امّا چنين شخصي هنوز باور نكرده است كه انسان مي‌تواند با عبادتهاي صحيح خود، راه مسيح را طي كند و بدون اين كه پيغمبر يا امام بشود، مي‌تواند كاري بكند كه مسيح كرد و مظهر خالقيّت حق قرار بگيرد؛ زيرا برهان عقلي امكان آن را ثابت كرده است و دليل نقلي از وقوع آن خبر داده است.

...........................................

[1] ـ سوره نساء، آيه 103. 

[2] ـ سوره احزاب، آيه 41. 

[3] ـ محاسن برقي، ج 1، ص 106؛ بحار، ج 90، ص 172. 

[4] ـ بحار، ج 90، ص 233؛ محاسن برقي، ج 1، ص 104. 

[5] ـ سوره مريم، آيه 13. 

[6] ـ بحار، ج 82، ص 335؛ محاسن برقي، ج 1، ص 106. 

[7] ـ بحار، ج 90، ص 233؛ محاسن برقي، ج 1، ص 104. 

[8] ـ سوره ماعون، آيات 4 ـ 5. 

...........................................

منبع: [علامه جوادي آملي - مراحل اخلاق در قرآن -  صفحه 41 تا 44]