علم عرفان عملی با علم اخلاق شباهت های فراوانی دارد؛

 از یک سو در هردوگرایش به باطن به چشم می خورد،

 و از سویی دیگر هر دو در پی تطهیر و پاک سازی ظاهر و باطن انسان هستند ،

و از دیگر سو  مفاهیم و واژه های مشترک بین علم عرفان عملی و علم اخلاق فراوان است،

 اما با همه این همسانی ها بین این دو علم تفاوت های بسیار جدی نیز وجود دارد که منشا تمایز کامل میان آن دو است.

تفاوتها:

تفاوت اول آن است که محور اساسی در علم عرفان عملی خدای متعال است. اما در اخلاق، محور اساسی اعتدال بخشیدن به قوای باطنی انسان می باشد.

 در اخلاق مهم آن است که از افراط وتفریط و مقوله های مختلف و قوای متعدد نفس پرهیز  شود و انسان خود را به عفت، شجاعت و حکمت برساند. از این رو نظام های اخلاقی غیر الهی نیز نه تنها معنا دارند، بلکه واقعیت خارجی یافته اند.

تفاوت دوم آن است که  در علم عرفان عملی، حالت سیر و حرکت وجود دارد، اما در اخلاق چنین معنایی مطرح نیست.

در علم اخلاق، بدون آنکه تربیتی منظور باشد، از مقوله های مختلفی همچون شهوت، غضب و... بحث می نمایند. از همین رو استاد شهید مطهری از عرفان عملی به اخلاق متحرک و پویا و از علم اخلاق به اخلاق ساکن تعبیر می نماید.

تفاوت سوم آن است که در علم عرفان عملی، حالات، واردات و مکاشفات فراوانی که به سالک روی می آورد، مطرح است و از همین باب، بحث های گسترده ای در تفاوت بین خاطرات شیطانی، خواطر رحمانی و القائات ملکی ارائه می شود که هیچ یک از اینها در علم اخلاق مطرح نیست.

خلسه ها، جذبه های معنوی و کشش های روحانی در جای جای عرفان عملی و به تبع آن در علم عرفان علمی ظهور دارد که در اخلاق از این امور خبری نیست.

منبع: آشنایی با مجموعه عرفان اسلامی- علی امینی نژاد ص 50